خرید بک لینک
از دست بچه های این دوره و زمونه ! آقای برادر با مامان و بابا دعواش شده بعد وسط دعوا و هم جوابیاش با عصبانیت می گه : اصن من شاهِ مازندرانم ! حالا هی سعی کن نخندی و سیاستتو حفظ کنی مگه میشه ؟ چشم غوره

برچسب: نویسنده: الینا مرادی تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 7:20

از اونجایی که من بلیط قطارو دیروز برای خودم و ملیکا خریدم از امروز شاهد ارزانتر شدن روز به روز بلیط های هواپیما خواهم بود : واسه ی شروع کاسپین امروز از 330 به 270 رسید -_- حالا درسته کاسپین شب میرسید

برچسب: نویسنده: الینا مرادی تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 7:20

فکر کردم که شاید شماها بهترین باشین : + چون همیشه باعث خندیدنم میشین ؟ خب مطمئن نیستم ولی شاید ! ولی فکر می کنم زمانایی بوده که از ناراحتی های هم به هم گفته باشیم ... حتی برای آرامش به دست آوردن :) +

برچسب: نویسنده: الینا مرادی تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 7:20

+ امشب تولد زینب بود . مهسا باز مسخره بازی در اورد و نیومد هر چند زنگ زدم بهش و کلی اصرار کردم که اگه نیای زینب ناراحت میشه ولی خب ... :| ولی انصافا هر کی جای من بود عمرا زنگ میزد -_- با این ادااطفارا

برچسب: نویسنده: الینا مرادی تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 7:20

+ خب وارد بهترین ماه از زیباترین فصل سال شدیم دیدم حیفه که بازم نیام ننویسم -_- فلذا یس آیم استارتینگ اگین ^_^

+ کامنت ها رو هم در اولین فرصت تایید خواهم کرد . شرمنده :( فعلا حس حرف زدن ندارم :(

+ از قشنگی های 1 آبان :

+ امتحان بافت عملی هم دادم و خوب بود ^_^ هر چند که تئوریشو ... -_-

برچسب: نویسنده: الینا مرادی تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 7:20

+ قبل از هر چیزی بگم که دهن همه رو سرویس کرده خودشم میدونه ولی به روی خودش نمیاره و همچنان داره ادامه میده :))) + به خاطر چهارشنبه ها کلاس نداشتن ما و تعطیلی سه شنبه و تق و لق شدن کلاس های این این هف

برچسب: نویسنده: الینا مرادی تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 7:20

+ جا داره از همین تریبون اعلام کنم محمد هر کی که هستی و هر جا که هستی اعلام حضور کن ! تا وقتی نه ادرسی داری نه وبی و پیامتم خصوصیه چه جوری رسیدگی کنم ؟ :))) + شهر حسود | علی زندوکیلی [ گوش دهید ] پیش

برچسب: نویسنده: الینا مرادی تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 7:20

+ در حال حاضر شما با یک عدد فاتح کارت پدر مواجه هستید :)) + یه شب با یه نفر صحبت کردم که خیلی از من بزرگتر بود و به نظرم مسیر زندگیش اشتباه بود . هر چند صحبتای اون شبمون خیلی خوشایند من نبود اما خیلی

برچسب: نویسنده: الینا مرادی تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 7:20

+ محمد احسان : مهدیه تا کی هستی ؟ - تا هفته ی دیگه ! محمد احسان : خیلی دیره ! - اره دیگه زودتر بیا خونمون . فردا بیا :( سحر : محمد احسان منم فردا میرما . - من تو رو کاری ندارم ! -__- من یک عدد ذوق

برچسب: نویسنده: الینا مرادی تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 7:20

صفحه بندی